-
تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 14:08
این امید روسیاه شده با من تا کجا ها که نیامده ست دست از من بردار هیزم های اینجا دیگرنمی سوزند و اشکهای من دیگر نمی ریزند
سکوت
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 17:19
شاید مثل همیشه نتوانم حرف دلم را بزنم شاید بعد از این دیگر نتوانم حرفی بزنم شاید برای تمام روزهای باقی مانده عمرم تنها سکوت کنم این روزها تنها سکوت کردن مرا التیام می دهد چرا که تو بارها گفته ای آخرین بهانه ما نیز در گلو شکست اینک این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد که سکوت کرده ام......
بی خیالی
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 17:19
خیالی نیست......... امروز هم می گذرد...... اگر که خدا باشد.
.....................
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 17:19
امشب هم گذشت و یکی ما را نکشت؟؟؟
حرامم باد
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 17:19
لمس تن تو شهوت است و گناه حتی اگر خدا عقدمان را ببندد، داغی لبت جهنم من است حتی اگر فرشتگان سرود نیک بختی بخوانند! هم آغوشی با تو،هم خوابگی چرک آلودیست حتی اگر خانه خدا،خوابگاهمان باشد فرزندانمان حرام نطفه ترین کودک زمین است، حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدوس، خاتون من! حتی اگر هزار سال عاشق تو ب...
روزهای انتظار
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 17:18
قدر همین لحظه ای که گذشتَ قدر همین ثانیه های سیاه قدر همین روزهای خونین دلم برایت تنگ شده است ، تمام دلتنگی ام را در کاسه صبری می گذارم و نامش را می گذارم، انتظار دل بی قرارم این روزها ُ به صحرای کربلا می رود به پیشگاه تمام کسانی که آنجا آرام یافتند و در محفل های حسینی، می نشیند آرام آرام اشک می ریز...